X
تبلیغات
رایتل

اگر ۱

یکشنبه 3 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 23:09

توضیحات "اگر یک بار دیگر به دنیا بیایم" نوشت! : همه میدونن اونایی که سر پیری برمیدارن از اینچیزا مینویسن هرچقدر هم جهان دیده و بزرگ باشن خودشون هم امیدی ندارن که کسانی پیدا بشن که تحت تاثیر حرفایی که اینا میزنن مسیر زندگیشونو عوض کنن!...معمولا هم حرفاشون انقدر تابلوئه که یابو هم خودش عقلش میرسه که این خوبه! ولی با تمام این حرفا روند کار معمولا اینشکلیه که وقتی در آستانه یک اشتباه هستیم یکی که قبلا خودش از این ناحیه پاره شده میاد خودشو جر میده که "نکن آقا! نکن!" بعد ما طرف رو به یه ورمون هم حساب نمیکنیم و اون کارو میکنیم! بعد که خودمون از همون ناحیه دچار پارگی میشیم تبدیل میشیم به همون نفر اول و به نفر سوم میگیم "نکن آقا! نکن!" بعدش چی میشه!؟...خب اون نفر سومم هم مارو به همون وری که ما اون نفر اول رو حساب نکردیم حساب نمیکنه و نتیجتا پاره میشه!...و همینجوری نسل به نسل این روند چهار مرحله ای "نکن آقا! نکن!" و بعد "به یه ور حساب نکردن!" و سپس "کردن!" و متعاقبا "پاره شدن!" ادامه پیدا میکنه بدون اینکه یه آدم عاقل وسط زنجیره یه لحظه بگه "ببخشید! عذر میخوام! یه لحظه!" و بعد دکمه پاوز رو بزنه و یه بالن سفید بالای سرش ظاهر بشه که توش نوشته "خب چه اشکال داره!؟ بذار یه بار نکنم ببینم چی میشه!"... 

خب حالا ممکنه براتون سوال پیش بیاد که خب پس این آدمایی که وقت میذارن و این نکات بدیهی رو مینویسن خر کله شونو گاز گرفته!؟ خب اینا که میدونن قرار نیست کسی از تجاربشون استفاده کنه چرا این کارو میکنن!؟...راستش جواب اینو منم دقیقا نمیدونم! فکر میکنم بیشتر برای این مینویسن که یجوری خودشون رو تخلیه کرده باشن... بگذریم...حالا که عجالتا بنده نه جهان دیده ام نه رو به موتم نه کوله باری از تجارب دارم!...امیدی هم ندارم که کسی پیدا بشه و از این روند چهار مرحله ای که در بالا عرض کردم تخطی کنه!...فقط دارم میگم که خودمو تخلیه کرده باشم...همین...

 -

***** 

 -

اگر 1

اگر یک بار دیگر به دنیا بیایم سعیم را خواهم کرد که کمی بدبین باشم...آدمها معمولا آنقدری که نشان میدهند خوب نیستند... 

 -  

*** 

-   

پی نوشت یک : خب الان این پست لوس شد!؟ شبیه نوشته های دختر بچه های چهارده ساله بعد از اولین شکست عشقیشون(!) شد!؟...مهم نیست...گفتم که! از این بعد میخوام هرچی در لحظه به ذهنم رسید بنویسم...حقیقتا دیگه تعداد بازدیدکننده هایی که کانتر نشون میده و تعداد کامنتا هم برام مهم نیست...مهم اینه که میخوام بعد از بیست ماه وبلاگ نوشتن مسئولانه(!) از این به بعد هرچی دلم خواست بنویسم...مایی که ممکنه با یکی دو ماه ننوشتن یا یه جرقه زدن سیمها و پاک کردن وبلاگمون (یا پاک شدن یا مسدود شدن وبلاگمون!) شوت بشیم به زباله دانی تاریخ مجازی چرا راحت نباشیم و اونچیزی رو ننویسیم که دلمون میخواد!؟ جدا چرا!؟...به بقیه دوستانی هم که تا الان مثل من بودن (و چندتاشونو میشناسم) از همینجا توصیه میکنم : "نکن آقا! نکن خانوم! نکن!"... 

 

پی نوشت دو : حالمان خوب است! چیزی نشده!....اینها را هم در کمال صحت عقل نوشته ایم!...لطفا کسی تیریپ روان درمانی و "آرام باش پسرم!" برندارد!...ما آرامیم...ما قرنهاست که آرامیم... 

  

پی نوشت سه : آخیش! چقدر این پست چسبید!...میرویم بخوابیم!...شب بخیر... 

  

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo