X
تبلیغات
رایتل

ترمینال غرب

پنج‌شنبه 25 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 01:00

-

به تخم چپم که سینه های دختر همسایه مان ریز است  

به تخم چپم که مردِ همسایه مان سرِ هفتاد سالگی هیز است  

که تمام گزینه های اوباما، شبیه همین قهوه ی قجری، نیم خورده رو میز است  

که حال اعتراض ندارم و گلِ برنامه های محبوبم، شو-خنده های حمید شبخیز است 

به تخم چپم که از تئاتر شهر گذشته ام و تئاتر زندگی ام همیشه گلریز است  

که زشتم و بینی ام شبیه کوفته های تبریز است 

به تخم چپم که هر که رسیده فاضلاب کشیده توی دلم، انگار نه انگار که این زلال، کاریز است 

که دستِ من همیشه دل و حکمِ بازی همیشه گشنیز است

به تخم چپم که کلکته ام زیر آب رفته و رویای من هنوز، قدم زدن با تو توی کوچه های ونیز است 

که بعدِ رفتنت مثل پیرمردها شده ام، که زمین زیر پای من همیشه یخزده، لیز است 

که بهار هرگز نمیرسد، که جفت هفتِ تاسِ تخته ی من مقصدش همیشه پاییز است  

--- 

به تخم چپم که جمعه شبها قرار شام با شوهر سابقتان، جردن توی رستورانِ شاندیز است

که تیغی که آنشب میان کوچه روی صورتت کشیده ام تیز است 

که جای بخیه روی صورتتان برای من عجب دل انگیز است  

--- 

روی ریل خوابیده ام و سوت قطار یکریز است 

یا نه...پای کوه ایستاده ام و آتشفشان به حال سرریز است 

نود هم به سر رسید، نود هزار سال دگر هم که بگذرد، فالِ اسفند ماهِ ما همان "چیز" است 

-

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo